خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش ادامه مطلب

برچسب: بلاگ, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 20:48

رویا چه دراز می شود و می رسد به جاده ای میان دو کوه آن گاه خش خش علف هاست در سراشیبی. "بیژن الهی" نوشتم: خیلی حسرت شمال و بارون هاش را می خورم. چیزی در حد عقده ای شدن! عصبانیم چون سفری که دوست داشتم را نرفتم، چون هوا بیش از حد آلوده شده است و می دانم پا بیرون بگذارم به سرفه می افتم. چون باد خشک سرد جولان می دهد و من در سرم خیال یک سبزی نمناک است. چون از خیلی چیزها عصبانیم. چون شاید این 30مین باری است که خواسته ام بروم سفر و نشده است. چون به سرم زده است. چون من امروز ایستادم به مرتب کردن اتاق. می گویم "عصبانی و غمگین و خسته"ام. البته که ترکیب خوبی می شود ترکیب این سه احساس با هم. شاید اسم دیگر این ها خشم باشد؛ نمی دانم. یک روزی فرار می کنم. به همین سادگی. * خوش بودن خود شدن.ادامه مطلب

برچسب: خوش بودن,خوش بودن در زندگی,خوش تیپ بودن, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 13:14

به "سرچ ها"ی این روزهایم فکر میکنم. دغدغههایم، سوالهایم، آرزوهایم، خواستههایم. وقتی کسی را دوست داری چیزهایی که برای او دوست داشتنی هستند برایت جذاب میشوند، یا لااقل قابل توجه. این هم بخشی از دوست داشتن است. اشتباه است؟ "ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این/ بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش"؟ بر میگردم قبل از دوست داشتن... جمله کلیشهای که البته خیلی وقت است محکوم شده است را از صندوقچه بیرون میکشم و فوت میکنم: "کسی را دوست خواهم داشت که منو بخاطر خودم دوست داشته باشه. " "خود"ی که در این جمله خیلی وقت است رد شده است را حالا لباس میپوشانم و دعوتش میکنم بیاید سر میز. حالا میشود "دوست داشته شدن" و درست بودن یا نبودن را محک زد؟ حالا "خودم را دوست داشته باشد" را میتوانم ترجمه کنم؟ "خود"ی که بعد از آمدن او تغییر نکرده باشد یا نخواسته باشی تغییرش دهی؟ عکس: نقشه جهان اتاق قبلی ام. عکس کیفیتش و فوکوس اش مشکل دارد. از این عکس هاست که توی تخت از در و دیوار می گرفتم. تنها خوبیش این است که: خانه قبل است. ادامه مطلب

برچسب: عطف,عطف به ما سبق,عطف البيان, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 13:14

بعضی چیزها را نمیشه نوشت و خیلی چیزها هم هنوز در من ته نشین نشده اند که بتوانم از آنها بگویم. دو سال گذشت. همین قدر تک جمله ای و سوت و کور. صحرایی در درونم بود که از صبح زود که بیدار شدم و رفتم بلیطم را کنسل کردم، یکسر حرف می زد و می خواست بیاید مثلا چیزی بنویسد که "من از دوست بودن آموختم" و بعد خودش را و دوست شدنش را محکوم کند و آرام بگیرد. اما نبود. حرفی نبود. من از دوست داشتن چه آموختم؟ و اصلا مثلا چیزهایی که آموختم چقدر قابلیت تعمیم دادن به دیگری را دارد. شاید تنها چیزی که می توانم بگویم (و گفتنش برایم چقدر سخت است... پذیرفتنش) این است که... من به درد دوست داشتن و این قضایا نمی خورم. همین قدر صادقانه. بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.ادامه مطلب

برچسب: ما آزموده ایم دراین شهر بخت خویش,ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش معنی,ما آزموده ایم دراین شهر بخت خویش تفسیر, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 13:14

چقدر درست بودن دشوار است. من الان می خواهم یک مسئله ریاضی به شما بدهم. تصور کنید مثلا سجاد در یک زمینه ای دو تا حق انتخاب دارد: A و B. بعد A راه حل صفر و یکی است. یک که یکتاست و یکتا خداست و از سجاد نیست. صفر هم نه اینکه خوب نباشد، خوب می شود در نهایت و اگر یک نمی شود اما در هیچ بودن یگانه و زیباست. از سوی دیگر B را داریم که مثلا 0.5 است. این نیم چهار راه پیش رو دارد که البته آنقدر مثل A روشن نیست. یک/نیم/منفی/ صفر. حالا راه رسیدن به نزدیکی های یک را سجاد می داند. نیم بودن کمی آسان تر از یک است. منفی راحت ترین راه است و در آخر صفر که همان صفر A است. راه حل بهینه کدام است؟ادامه مطلب

برچسب: حسابان,حسابان سوم ریاضی,حسابان سوم دبیرستان pdf,حسابان سال سوم دبیرستان,حسابان سوم دبیرستان,حسابان چیست,حسابان جدید,حسابان نشر الگو,حسابان 94,حسابان 93, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 2:28

همه اشتباه ها (ها ها ها ها) از من بود.

برچسب: نقطه جی,نقطه چین,نقطه سر خط,نقطه عطف,نقطه جي,نقطة,نقطه جوش,نقطه ویرگول,نقطه شبنم,نقطه g در زنان, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 2:28

1- من شخصیتم سقوط کرده. سقوط آزاد.
2- من نمی خوام (و نمی ذارم دیگه) کسی زندگیشو بر مبنای من بچینه.
3- از هیچ چیزی به اندازه این غمگین نمیشم که میگه: تو نخواستی. اونقدر غمگین که می خوام داد بزنم: آره من نخواستم.
4- همه از دست غیر ناله کنند/ سعدی از دست خویشتن فریاد

برچسب: روزهای سرد,روزهای سرد برفی,روزهای سرد برفی فهیمه رحیمی,روزهای سرد تنهایی,روزهای سرد زمستان,روزهای سرد عاشقی,روزهای سرد تابستان,روزهای سرد زندگی,روزهای سرد مرتضی پاشایی,روزهای سرد من, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:52

ساعت که 12 شد دیدم به جایی که قرار گذاشته بودم رسیده ام (البته وقتی داشتم انار دان می کردم گفتم تا فلان جا... کمی بیشتر که آن آخر وقت اضافه بیاید) و سر خوردم توی...ممم... ساعت تنهایی... چرا این موقع شب اشک چشم هایم را گرم می کند؟ خوبی اینجا این است که می دانم کسی آشنا نمی خواند. به هر که آدرسم را داشت پیام داده ام که رفته ام و این 30 -40 نفر هم مرا نمی شناسند و البته باید داد بزنم: خانه هاتان آباد! آهای اینجا خبری نیست؛ برید خانه هاتان. می شود اسمش را مجموعه نوشته های شب گذاشت و بعد صبح حذفشان کرد با اسم "همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد...". دوست ندارم دیگر از تصمیم هایادامه مطلب

برچسب: قول می دهم,قول می دهم مرا نشناسی,قول می دهم که,فیلم هندی قول می دهم,به خودم قول میدهم,من به خودم قول میدهم,من به تو قول می دهم,من قول می دهم,فیلم سینمایی قول می دهم,دانلود فیلم هندی قول می دهم, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:52

امشب دوست دارم در مورد "او" صحبت کنم. کلی موضوعات مهم و غیر مهم در ذهنم مرور کردم که بیایم بگویم که همه نیمه تمام می ماند. نمی دانم تا کی با هم هستیم. نمی دانم... از خودم و او بگویم؟ از خودم؟ یا او؟ دوست دارم امکان این را داشتم که مثلا یک ماه نزدیکش بودم. خیلی چیزها به او بستگی دارد. خیلی چیزهای دلنشینی دارد اما نمی دانم... با خدا صحبت می کنم. می دانم آخر راهی به من نشان می دهد. آدم خیلی بدی نبودم و گمانم می شود امید داشت که خدا راه نماید. گفتم امید... راستش من هم گاهی ناامید می شوم. از... از... از اعماق قلب آدم ها خبر ندارم. از آرزوها، امیدها، سختی ها، رنجیدن ها، شکستادامه مطلب

برچسب: ترمز دستی,ترمز دستی به انگلیسی,ترمز دستی پراید,ترمز دستی برقی,ترمز دستی زانتیا,ترمز دستی برقی چیست,ترمز دستی سمند,ترمز دستی مگان,ترمز دستی 206,ترمز دستی کشیدن, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 2:08

همه اینها به کناری... من اینکه می گویم نه، دلیلم کاملا پذیرفته است. می دانم که شرح این قصه برای غیر سخت است اما وجود دارد و عینی است. آشفته می شوم و همین خود دلیل محکمی است. مرا با این امور اصلا نسبتی نیست. اووووووووو خدا داند که چه ها باید جور شوند که من از من پا بیرون بگذارم. هر ده سال شاید مثلا یکبار که آن هم گذشت. افتان و خیزان مسیر زندگی را پیموده ام تا به این روشنی خودم را پیش روی خودم ببینم. سلام سی و شش سالگی ادامه مطلب

برچسب: ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی,دانلود اهنگ ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 8:13

باز این چه شورش است که در خلق عالم است... این صدا را از تلویزیون/ رادیو/ لب تاب/ گوشی کسی از هال می شنوم. چقدر عزاداری های نجیبانه را دوست می دارم تا عربده هایی که همسایه بعداز ظهرها از سر کوچه به گوش مان می رساند. من روزی مطالعه تقریبا مفصلی در مورد عاشورا و کربلا داشتم... آن روزها از میان کتاب ها کتابی خیلی توجهم را جلب کرد. کتاب صحنه ها را خوب و با جزئیات توصیف کرده بود. خیلی اشک ریختم... اما کمی پیشتر که رفتم جایی دیگر خواندم از اندوه بزرگ... از اینکه نباید زخم های این روز را این چنین عیان کنند. که این غم حرمت دارد. اینکه مومنانی که این واقعه را درک کرده اند بادامه مطلب

برچسب: به یاد فاطمه,دانلود اهنگ به یاد فاطمه, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 8:13

پنجشنبه هفته پیش بود به گمانم شده بودم یک دکتر صحرای واقعی. خیلی خیلی قبل خاری چیزی کف پای بابا رفته بود و او به شیوه همه مردان بی خیالی طی کرده بود تا حالا که دیگر راه رفتن سخت شده بود. فراخوانده شدم به عمل جراحی خانگی با پنس و موچین و سوزن که با سه بار شستن و بتادین و روی شعله گرفتن به زعم خود استریل شده بود. البته همه چیز از یک شوخی شروع شد اما دقت کار بالا رفت و حتی مامان هم به عنوان دومین بیمار من برای سر ظهر نوبت گرفت. خلاصه نقطه سیاهی در لایه های زیرین کف پای پدرجان می دیدم و تلاش می کردم برای یافتن مختصات دقیق خار. اولش به کار خود مطمئن و مشغول حفاری کادامه مطلب

برچسب: استخوان لای زخم,استخوان لای زخم یعنی چه,استخوان لاي زخم,استخوان لاي زخم گذاشتن,استخوان لای زخم مستند دانلود,استخوان لای زخم مستند,استخوان لای زخم دانلود,معنی استخوان لای زخم,مستند استخوان لاي زخم,برنامه استخوان لای زخم, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 8:12

سلام آقای کامو امروز توی ذهنم برای شما مدام نامه می نوشتم. یعنی همان وقت که پا توی کتابخانه گذاشتم و مثل همیشه مانده بودم چه کتابی انتخاب کنم. دو سه روز پیش بود یک پیاده روی خیلی طولانی رفتم که تهش سر از کتابفروشی ها در آوردم. توی کتابفروشی مورد علاقه ام رفتم بین قفسه ها و دنبال فلان کتاب گشتم. راستش اینجا تنها مغازه ای است که دوست دارم با فروشنده اش صحبت کنم و برخلاف همه فروشنده های اعصاب خرد کنِ بفرما داخل در خدمتیم اینجا کسی شما را نمی خواهد به راه راست هدایت کند در واقع عجله ای ندارد که پرتت کند بیرون. می دانید من هم هیچ وقت شروع کننده یک مکالمه نبوده ادامه مطلب

برچسب: برسد به دست دوستم ماهی,کتاب برسد به دست دوستم ماهی,دانلود کتاب برسد به دست دوستم ماهی, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 22:56

همانا گوشواره یکی از زیباترین هدیه هنرمندان به شاعران است.

برچسب: نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 8:23

من و خانواده من که خیلی اخبار نمی بینیم؛ یعنی اخبار صدا و سیما را نمی بینیم. امشب تلویزیون روشن بود و اتفاقی اخبار ساعت 10 پخش می شد و من داشتم خیاطی می کردم و دستم از دنیا کوتاه. فقط و فقط یک خبرش به سمعم (و نه بصرم) رسید. چقدر سبک اخبار گفتن صدا و سیمای فاخر ایران خاله زنکی تشریف دارد. چرا آدم ها به هم ایراد می گیرند که خاله زنک نباشند وقتی دائما به آنها این امر سفارش می شود. آیا کسی از خبرنگاری حرفه ای خبر دارد؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 8:23

صفحه بندی