به "سرچ ها"ی این روزهایم فکر میکنم. دغدغههایم، سوالهایم، آرزوهایم، خواستههایم. وقتی کسی را دوست داری چیزهایی که برای او دوست داشتنی هستند برایت جذاب میشوند، یا لااقل قابل توجه. این هم بخشی از دوست داشتن است. اشتباه است؟ "ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این/ بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش"؟ بر میگردم قبل از دوست داشتن... جمله کلیشهای که البته خیلی وقت است محکوم شده است را از صندوقچه بیرون میکشم و فوت میکنم: "کسی را دوست خواهم داشت که منو بخاطر خودم دوست داشته باشه. " "خود"ی که در این جمله خیلی وقت است رد شده است را حالا لباس میپوشانم و دعوتش میکنم بیاید سر میز. حالا میشود "دوست داشته شدن" و درست بودن یا نبودن را محک زد؟ حالا "خودم را دوست داشته باشد" را میتوانم ترجمه کنم؟ "خود"ی که بعد از آمدن او تغییر نکرده باشد یا نخواسته باشی تغییرش دهی؟
عکس: نقشه جهان اتاق قبلی ام. عکس کیفیتش و فوکوس اش مشکل دارد. از این عکس هاست که توی تخت از در و دیوار می گرفتم. تنها خوبیش این است که: خانه قبل است.
برچسب: عطف,عطف به ما سبق,عطف البيان,
نویسنده: پرهام کوهی