خرید بک لینک

رویا چه دراز می شود

و می رسد به جاده ای میان دو کوه

آن گاه

خش خش علف هاست

در سراشیبی.

"بیژن الهی"


نوشتم: خیلی حسرت شمال و بارون هاش را می خورم. چیزی در حد عقده ای شدن!

عصبانیم چون سفری که دوست داشتم را نرفتم، چون هوا بیش از حد آلوده شده است و می دانم پا بیرون بگذارم به سرفه می افتم. چون باد خشک سرد جولان می دهد و من در سرم خیال یک سبزی نمناک است. چون از خیلی چیزها عصبانیم. چون شاید این 30مین باری است که خواسته ام بروم سفر و نشده است. چون به سرم زده است. چون من امروز ایستادم به مرتب کردن اتاق. می گویم "عصبانی و غمگین و خسته"ام. البته که ترکیب خوبی می شود ترکیب این سه احساس با هم. شاید اسم دیگر این ها خشم باشد؛ نمی دانم. یک روزی فرار می کنم. به همین سادگی.


* خوش بودن خود شدن.

برچسب: خوش بودن,خوش بودن در زندگی,خوش تیپ بودن, نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 13:14

صفحه بندی